تجارت و سودجویی به «پایتخت ۶» ضربه وارد کرد/ این سریال برای جذاب شدن به ورطه قبح شکنی افتاد

تجارت و سودجویی به «پایتخت ۶» ضربه وارد کرد/ این سریال برای جذاب شدن به ورطه قبح شکنی افتاد

[ad_1]

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری دانشجو، فصل ششم سریال «پایتخت» که شب های نوروز روی آنتن شبکه اول سیما رفت، برخلاف فصل های گذشته اش با حواشی زیادی همراه شده و انتقادات زیادی نسبت به آن مطرح شده است. سریالی که هر چند در 5 فصل گذشته توانسته بود یک خانواده ایرانی را با همه سادگی اش به تصویر بکشد، اما در این فصل برخی از منتقدان معتقدند  نه تنها سریال از اصول اولیه اش عدول کرده، بلکه به ورطه قبح شکنی از ناهنجاری های اجتماعی نیز افتاده است، البته در طرف مقابل هم طرفداران سریال همچنان اعتقاد دارند که دست اندرکاران «پایتخت» در مسیر قبلی خود حرکت می کنند و با نشان دادن واقعیت های جامعه درصدد تذکر دادن نسبت به زشتی های موجود به مخاطبان هستند. در مجموع باید گفت در فصل ششم «پایتخت» شاهد صف بندی منتقدان و طرفداران سریال نسبت به یکدیگر هستیم که هر کدام به نوبه خود نکات درستی را مطرح می کنند.

آرش فهیم، منتقد سینمایی درباره تغییر شخصیت ها در «پایتخت» و قبح شکنی این سریال نسبت به برخی ناهنجاری های اجتماعی  گفت: به طور کلی، سریال «پایتخت» طی 10 سال گذشته در همه زمینه ها دچار تغییرات منفی زیادی شده است، هر چند که «پایتخت6» به دلایلی چون خاطره خوبی که در فصل های قبل در ذهن مخاطب ایجاد کرده، کاراکترهای کاریکاتوری و فضای شلوغ و پرتحرکش و همچنین ضعف سایر سریال های نوروزی، توانسته مخاطب بسیار زیادی را به خودش جذب کند، اما این فصل از سریال «پایتخت» به ویژه در فیلمنامه ، به طور آشکار سقوط کرده است.

وی با تاکید بر اینکه سیر نزولی سریال «پایتخت» از فصل چهارم شروع شده است، ادامه داد: در سه فصل اول، «پایتخت» توانست به برندی در سریال سازی ملی تبدیل شود، تا جایی که هر گاه می خواستیم از موفقیت در تولید سریال ایرانی و مماس با آداب و رسوم و هویت ایرانی مثال بزنیم، نام سریال «پایتخت» را ذکر می کردیم. سریالی که در همه زمینه ها بازتاب دهنده شاخص های فرهنگی و زیستی ملت ایران بود و اعتقادات مذهبی، همبستگی و اتحاد، عشق به خانواده، موسیقی، پوشش، گویش و به طور کلی بسیاری از نمادهای فرهنگ و جامعه ایرانی در «پایتخت» نمود داشت. اما از فصل چهارم به بعد، روند فروپاشی و سقوط پایتخت آغاز شده است.

این منتقد در توضیح بیشتر این مسئله اظهار داشت: در فصل چهارم، عملا شاهد تضعیف روابط بین آدم ها، کینه ورزی نسبت به یکدیگر، غلبه طمع و زیاده خواهی و از همه بد تر، کاهش جایگاه و احترام خانواده بودیم. در فصل پنجم، فضای این سریال به سمت لمپنیسم و غربزدگی رفت و شوخی های مبتذل و لودگی در آن وارد شد و سیر نزول «پایتخت» در فصل ششم به اوج رسیده است، تا جایی که در این فصل، روابط آدم ها از حد کینه گذشته و به جنگ تبدیل شده است و برای اثبات روند نزولی سریال و تغییر نگاه سازندگان آن کافی است سکانس نماز خواندن نقی در فصل دوم را با نماز خواندن او در فصل ششم مقایسه کنید. در فصل دوم، این سکانس در میزانسنی عرفانی و عاشقانه به تصویر کشیده شده بود و شوق به عبادت را زنده می کرد، اما در فصل ششم، نماز خواندن نقی، توهین آمیز ترسیم شده است.

فهیم  در پاسخ به این سوال که آیا «پایتخت 6» همچنان در همان مسیر قبلی خود حرکت می کند یا تغییر در شخصیت ها باعث شده تا این سریال که نماد خانواده ایرانی بوده، به بیراهه برود، اظهار داشت: اگر قرار باشد منطق درام در این سریال رعایت شود، همه زن و شوهرها باید از هم جدا شوند و هر یک از آدم ها در این سریال باید با هم دشمن باشند، برایم جای شگفتی است که چرا در این سریال آدم ها این همه با هم دعوا دارند و همه می خواهند یکدیگر را کتک بزنند! نکته قابل تأمل این است که در «پایتخت 6» موقعیت های مهرورزی به حداقل رسیده و به جای آن روی موقعیت های پرتنش و تضاد تأکید می شود.

وی بیان داشت: در موقعیت بازگشت بهبود، با اینکه می شد روی مسائل عاطفی مانور داده شود، داستان طوری طراحی شده که همه علیه او شوریده می شوند و حتی موقع رسیدن به تهران باز هم شک و بدگمانی و دعوا و کتک کاری بر دیگر جنبه های بازگشت او غلبه دارد. این فضا کاملا با آنچه در سه فصل اول سریال «پایتخت» دیده بودیم در تعارض است. یعنی در سه فصل اول، پایتخت نمایانگر خانواده اصیل و شریف ایرانی بود، اما در سه فصل بعدی و به ویژه در «پایتخت6» از وضعیت تعادل خارج شده است.

این منتقد درباره پرداخت سریال به مسئله تغییر رفتار انسان ها بعد از رسیدن به قدرت و پول گفت: معتقدم اساسا سریال «پایتخت 6» فاقد فیلمنامه ای است که بتواند مفهوم سازی کند و  به همین دلیل هم همه موضوعات در این فصل از سریال، در سطح و در حد دیالوگ و ادا و اطوار باقی مانده است. به نظر می رسد که یکی از محورهای این سریال، تغییر خلقیات آدم ها به خاطر رسیدن به جایگاه های بالاتر باشد، اما به دلیل اینکه اتفاقات داستان، به شکلی غیرمنطقی و بدون پشتوانه رخ می دهند، این موضوع تبدیل به مضمون و مفهوم نشده است. به طور مثال، ما از همان شروع سریال، می بینیم که نقی راننده لیموزین یک نماینده مجلس شده، اما چون عقبه و زمینه رسیدن این فرد به چنین موقعیتی هیچ گاه روایت نمی شود، بنابراین تغییر نقی نیز فقط در حد برخی تظاهرات در چهره، مثل گذاشتن جای مهر روی پیشانی اش باقی می ماند.

فهیم با تاکید بر اینکه در «پایخت6» قصه خاصی وجود ندارد و پیام مشخص و قابل ذکری را به هم مخاطب منتقل نمی کند، اظهار داشت:فصل ششم سریال «پایتخت» نشان می دهد که هر فیلمسازی که استقلال خودش را از دست بدهد و تحت تأثیر فضای غالب در سینما قرار بگیرد و یا برای پول کار بکند، مسیر رو به فرسایش و نزولی را طی می کند.؛ چرا که سه فصل اول سریال «پایتخت» آثار مستقلی محسوب می شوند و به همین دلیل هم برجسته شدند، اما کاملا مشخص است که در سه فصل اخیر، سازندگان این سریال تحت تأثیر جو غالب سینمای ایران قرار گرفته اند و آن خلوص و سادگی اولیه خود را از دست داده اند و آلودگی هایی که طی سال های اخیر به سینمای ما وارد شده هم در این سریال آزار دهنده شده است. آلودگی هایی چون لودگی و خانواده ستیزی و تعارض آدم ها با هم و … باعث سقوط «پایتخت» شده است.

وی خاطر نشان کرد: بدترین بیماری که به «پایتخت» آسیب زده است اینکه کار فرهنگی، صرفا تبدیل به یک تجارت و سودجویی شده است. عامل این مسئله نیز اعطای دستمزدهای نجومی به بازیگران و برخی ازعوامل سریال پایتخت است و امیدواریم که مدیران رسانه ملی در تعیین دستمزد برای این عوامل، تجدید نظر کنند، چون هر چه دستمزد عوامل فیلم و سریال ها بالاتر برود، کیفیت کار آن ها کاهش می یابد.

[ad_2]

Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *